يكشنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۳، ۰۸:۳۰ ق.ظ
خورشید
در سمت چپ سینهام،
شهری است کوچک !
که تو برای آن خورشید صبحی ...
۰ نظر
۱۸ آذر ۰۳ ، ۰۸:۳۰
در سمت چپ سینهام،
شهری است کوچک !
که تو برای آن خورشید صبحی ...
در مسجد عشق رفته بودم به نیاز
گفتند اذان بگو !
من از او گفتم
از تو ...
با این که پدرمون در قید حیات هست
اما
یتیم هستیم ...
آه ای همدم سینه من
تو
در کدام آسمان
در تکاپوی منی ... ؟!
کجای این دنیا ؟!
پشت کدام پنجره ؟
میتوان ایستاد و به تو فکر نکرد ...
تا تو نگاه میکنی
کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو
این چه نگاه کردن است ...